گردشگری

نشریه ماهنامه ای نهنگ

قالی خوزستان- بستری برای گردشگری خلیج فارس

۱۷۹ بازديد
قالی در فرهنگ و سنت ایران جایگاه ویژه ای دارد. پس از اینکه قالی نقش برجسته را معرفی کردیم، این بار نشریه نهنگ نو به سراغ قالی هنر دست بافته زنان جلگه خوزستان میرود.
یک مجموعه‌دار و دوستدار میراث فرهنگی می گوید: زنان عرب خوزستان در طول تاریخ منطقه که به سده‌های قبل از اسلام نیز می‌رسد، قالی بافته‌اند. اگر چه این تولیدها طرح، اندازه، رنگ و سبک‌های مختلفی داشته اند، اما وجه تشابه همه آن‌ها در روایت سبک زندگی و محیط اطراف بافندگان است. «باریه» «سجاده»، «گلیم»، «نمد»، «ایزار» و «زولیه» از این تولیدات بافتنی هستند.
با توجه به درهم‌امیختگی زندگی مردم روستایی و طبیعت می‌توان در قالی‌های بافته شده در روستاهای صرخه و چنانه به وضوح دید که بافندگان نمادهای یک زندگی روستایی در طبیعت را در قالی‌هایشان به تصویر کشیده‌اند.
حیواناتی چون آهو، شیر، گوزن، شتر و ماهی و وسایلی چون شمشیر، خنجر، داس و کوزه قالب تصاویر روی قالی‌های این منطقه را تشکیل می‌دهند. این شیوه روایتگری تا آن ‌جا پیش می‌رود که بافندگان گیاهان، رود‌ها و محیط زندگی خود را به تصویر کشیده‌اند.

قالی های کشیده
قالی کشیده خوزستان

در مناطق شمالی و شمال شرقی خوزستان از جمله شوش، دزفول، شوشتر، اندیمشک و بخش هایی از ایلام این شیوه از قالی‌بافی به وفور دیده می‌شود. معروف‌ترین مناطق بافت قالی در خوزستان  چنانه و صرخه از روستاهای شوش هستند و سجادهایی که در این مناطق بافته می شد را «الصرخیه» و «الچنانیه» می خواندند.

"علی السالم" بعنوان یک قالی شناس عرب خوزستان درباره وسایل بافندگی می‌گوید: در دوره‌ای که قالی‌بافی هنوز به یک هنر لوکس و تزئینی تبدیل نشده بود، وسایل بافت قالی از ملزومات اساسی زندگی به شمار می‌رفت و در هر خانه «اهطار» (چارچوب)، «گطن» (پنبه)، «غزل» (صوف)، «مدگه» (شانه)، «وشیعه» (کاموا) و «العمیته» (کاموای بزرگ) وجود داشت تا زن صرخاوی یا چنانی بتواند قالی ببافد.

در آن زمان ضرب المثل های رایجی نیز بود که دو مثال از آن ضرب المثلهای زیر هستند:
نه قالی بدون دستور باشد،نه عروس بی‌مادرشوهر.(بختیاری)
فرش و حصیر و قالی،دادم به نان خالی.(دارابی)

 
با توجه به طبیعت رنگارنگ و بکر منطقه، فراوانی و تنوع رنگ در قالی‌های بافت صرخه و چنانه به وضوح دیده می‌شود. معمولا قالی‌های عربی خوزستان بیشتر طولی بافته می‌شوند.
زیرا در فرهنگ مردم عرب‌ خوزستان افراد در مضیف یا همان مهمان‌خانه در کنار هم می‌نشینند و پشت کردن به یکدیگر نکوهیده است. فرش پذیرایی از نظر زیبایی و جلال باید حرف اول را در خانه بزند. همچنین انتخاب فرشی که از شانه و تراکم بالایی برخوردار است برای پذیرایی مناسب‌تر است.

به همین دلیل است که قالی‌ها با عرض کم و طول زیاد بافته می‌شدند تا افراد در دو ردیف طولی رو در روی هم بنشینند. طول این قالی‌ها گاه به 2 متر و 80 سانتی متر نیز می‌رسد. جمع  و پهن کردن قالی‌ها نیز آسان‌تر است. هر سال پشم گوسفندان را با استفاده از وسیله‌ای به نام «زَوُ» جدا می کنند و به این کار «گِصاص» (قصاص) می‌گویند.

معمولا از اواسط اسفند و بعد از زمستان گصاص شروع می شود و تا 40 روز بعد ادامه می‌یابد. پس از آن روستائیان پشم‌ها را با استفاده از حنا، گل بابونه، پوست انار و زردچوبه به رنگ‌های مورد نظر در می آوردند.
 
کار کارستان گعید و شمکلی

یک بافنده و فروشنده فرش که بخش زیادی از زندگی خود را در تولید انواع قالی‌ صرف کرده است، دلیل کم‌رنگ شدن بافندگی را آسیب های جنگ تحمیلی، آوارگی، رونق قالی ماشینی و مرگ یا کهولت سن زنانی که این هنر را سینه به سینه و نسل اندر نسل نگاه داشته بودند می‌داند.

 «جعفر چنانی» می افزاید: روستائیان تاروپود قالی‌ها را از پشم گوسفندان می‌بافتند و گاه مازاد پشم‌ها را می‌فروختند.

من به اتفاق «گِعَیّد» و «شُمَکلِی» 2 نفر از مردهای روستای صرخیه قالی‌ها را از قبایل و مناطق اطراف جمع‌آوری می‌کردیم و به تاجری که «حاجی رحیم» نام داشت می‌فروختیم. او نیز آن ها را به عراق و از آن جا به امارات و عربستان سعودی صادر می‌کرد.

وی درباره نام‌ها و نگاره‌های فرش‌های آن دوران می‌گوید: قدیم به برخی قالی‌ها «ام الصوانی»، «ابو العَمود» و در اطراف «دَچة‌العَبّاس» که یکی از روستاهای ایلام است، «ام الخَیل»، «ام البَنات» و «ام الزِلِم» گفته می‌شد و روی آن‌ها نقش‌هایی از قمه، خنجر، نیزه، سپر، آهو، گوسفند و بز دیده می‌شد.

چنانی درباره اهمیت نگهداری و پاسداشت شیوه‌های بافت سنتی می‌گوید: برای نگاه داشتن صنعت و هنر بافندگی باید آن را به جوانان آموزش داد، همان‌گونه که در زمان قبل بسیاری از زنان این کار را انجام می دادند و ما می‌توانستیم «ابساط»، «بیت شعر» و دیگر تولیدات پشمی را تولید و صادر کنیم.

نهادهای متولی از جمله سازمان‌های مرتبط با صنایع دستی و گردشگری و همچنین وزارت ارشاد و وزارت صنعت و معدن باید همت کنند و با ارائه راه‌حل‌های اقتصادی و بسته‌های حمایتی نگذارند چرخ تولید قالی در این منطقه از حرکت بایستد.
 
سجاده ای برای آینده

کارشناس گردشگری میراث فرهنگی و عضو بنیاد شوش‌شناسی می‌گوید: احیای آداب و رسوم تاریخی و فرهنگی می‌تواند نقش مستقیمی در کمک به اقتصاد داشته باشد.

ایجاد اشتغال، درآمدزایی و فعالیت‌های اقتصادی دغدغه بسیاری از جوانان است که در قالب فعالیت‌های اقتصادی - فرهنگی می‌توان به این نیاز پاسخ صحیح داد. این کار علاوه بر سود اقتصادی مستقیم و تاثیر در احیای رسوم و سنت های فرهنگی دیرینه می‌تواند در کند کردن روند مهاجرت روستائیان به شهرها و حاشیه‌نشینی آن ها تاثیر بگذارد.

«حسن خسرجی» به نقش سازمان‌های مردم نهاد و تعاونی‌ها در حفظ و احیای موضوعات مرتبط با فرهنگ اشاره می‌کند.

 
بستری برای گردشگری خارجی

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری شوش درباره برنامه‌های این اداره برای احیای هنر قالی‌بافی می‌گوید: علاوه بر کارگاه‌‎های ساخت سفال، حصیر، نمد و قالی بافی در مرکز شهرستان در برخی روستاها از جمله «خماط» کارگاه‌های نمدبافی و قالی‌باقی برگزار می‌شود.

برنامه‌هایی برای راه‌اندازی چنین کارگاه‌هایی در روستای «ابو غیثه» در نزدیکی زیگورات عیلامی نیز در دست اجراست.

«سعید دیناروند» در ادامه می‌گوید: تورهای گردشگری با هدف آشنایی با صنعت قالی‌بافی می‌توانند علاوه بر رونق این هنر در منطقه و آشنا کردن گردشگران داخلی و خارجی، مشتریان بالقوه‌ای برای محصولات تولیدی پیدا کنند.

  او با اشاره به گشایش سیاسی به وجود آمده پس از توافق هسته‌ای می افزاید: فرصت طلایی حضور گردشگران خارجی در ایران را نباید از دست داد و می‌توان از آن برای یافتن بازارهای خارجی استفاده کرد و این هنر رو به فراموشی را به یک صنعت ارزآور تبدیل کرد.
 
سرانگشتان حنایی
 
فوزیه پس از یک روز پر کار به خانه بر می‌گردد. نوه هایش یاالله گویان وارد خانه می‌شوند و یک دار قالی جدید را در یکی از اتاق‌های خانه نصب می‌کنند و فوزیه در دلش می‌گوید: «خدا را شکر که هنر قالی‌بافی  در این خانه از بین نخواهد رفت.» ناصر که به خانه برمی‌گردد مادر با لبخند به استقبالش می‌رود.
لبخند روی لب‌هایش خبر از این می‌دهد که عروس مورد نظر را یافته‌ است؛ عروسی با سرانگشتان حنایی.

هارونیه تا باغ شاهنامه فردوسی

۲۹۷ بازديد
بعنوان گزارشگر نشریه نهنگ نو روز ده دی، روز ملی مشهد، رفتم موزه نان. موزه نان یکی از جاذبه‌های فرهنگی و گردشگری شهر مشهد است که بازدید از آن بسیار جذاب است. موزه نان شامل یک سالن بزرگ است که از چهار قسمت تشکیل شده است. در هریک از قسمت‌ها به ترتیب نحوه تهیه و تولید نان از زمان کاشت بذر، برداشت گندم و پخت نان توضیح داده شده است. امروز هم که روز جهانی موزه بود، با اینکه میدونستم بازدید موزه ها رایگانه، ولی ریسک نکردم و جاهای مشخصی مثل هارونیه و آرامگاه فردوسی رفتم که فضای باز مثل پارک کوهسنگی داره. اینجا قبلا جزو ییلاقات مشهد بود که الآن بافت مسکونی دورش رو گرفته. برای اوقات فراغت مردم که ساکن اینجا هستند، وسایل ورزشی ثابت در نظر گرفته اند.
خواستم صنایع دستی سنگی ببینم که همینطوری چون اینها به هم وصل بودند رسیدم خود آرامگاه. با استفاده از ابزارها و تجهیزات مختلف، سنگ ها حکاکی و تراشیده می‌شوند و از آن ها محصولات مختلفی همچون انواع ظروف، پایه چراغ، قاب عکس، و انواع نگین درست می‌کنند که سوغات مشهد هم هست. الآن آرامگاه فردوسی مشهد پر از مجسمه و جاهای قشنگ برای عکس گرفتنه.
هارونیه یک جای پذیرش و بلیت فروشی داره. چون روز موزه بود من رایگان رفتم. با اتوبوس رسیدم؛ خط 202/1 که دقیقا روبروش یک ایستگاه داشت. خطوط دیگه اتوبوس هم اونجا هست چون پایانه است. خوبی خط 202/1 اینه که با مترو از جای میدان بسیج (ایستگاه حرم) که تا پایانه آزادی بیای، از اونجا میتونی خودت رو با همین خط به آرامگاه فردوسی برسونی.
به پیاده روها هم توجه شده بود؛ شیب نداشتند، قشنگ بودند و خط زرد مخصوص نابینایان داشتند. فکر کنم بهترین وقتی که باید میرفتیم این جاهای دیدنی رو بگردیم بهار بود که من رفتم. آرامگاه فردوسی تا هارونیه پارک بزرگی داره. اونجا صنایع دستی سنگی میفروشند. قابلمه های بزرگ سنگی هم داشت که من دنبالش بودم. ظرفها از جنس سنگ هستند. از ویژگی‌های این سنگ که نوعی سرپانتین است نرم و مقاوم بودن آن در برابر آتش است که به دلیل طبخ ملایم، غذا را به آرامی می‌پزد. دو-سه تا کارگاه فعال حکاکی مشغول به تهیه این صنایع هستند. بنظرم اومد که میتونستم به جای بازار فتح آباد خیابان خیام مشهد از این جا خرید کنم.
کل ایران، هیچ کدوم این مجسمه های قشنگ فردوسی رو نداره: نبرد رستم و اسفندیار، رستم و سهراب؛ واقعا درجه یک و قشنگن و بزرگ. اینها به جز اون مجسمه معروف جای خود آرامگاه که فردوسی با کتاب معروفش، شاهنامه، روبروی حوض نشسته و میخونه که «بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی». معماری داخلی بنا هم دربردارندهٔ کاشی‌کاری‌ها، نقوش سنگی برجسته از داستان‌های شاهنامه و کتیبه‌هایی سنگی از سروده‌های فردوسی و دیگرانه.
شاهنامه 80 میشه جای خانقاه که تا آرامگاه فردوسی رو میتونید از جای باغهای اونجا پیاده برین. پارک کودک و پارک خانوادگی داره. میتونید فصل اردیبهشت تشریف بیارین برای توت خوری. حتی پارکینگ جای آرامگاه هم حالت باغی داره. امروز هوا ابری و بارونی بود و این یکی از عکسهایی هست که من گرفتم:
هارونیه

موزه نان - روز ملی مشهد

۳۹۵ بازديد
موزه نان مشهد - میدان هفت خان - شاهنامه
ده دی 1402 مصادف با روز ملی مشهد عازم موزه نان مشهد شدم. این روزها بچه مدرسه ای ها رو میارن اینجا که چرخه پخت نان را یاد بگیرند. من هم فرصت را غنیمت شمردم و بین آنها در این موزه حاضر شدم. ده دی هم انتخاب خوبی برایم بود. در این روز وسایل حمل و نقل همگانی را رایگان کرده بودند و با اینکه آفتابی داغ وسط یک روز زمستانی بود خوش میگذشت.
مسیرم را از سمت شاهنامه 14 انتخاب کردم. سر خیابان یک سه راهی بود. کلی چپ و راست را نگاه کردم تا بتوانم این پیچ را رد کنم. بعد هم به موزه نان مزرعه از سمت خیابان شهید یزدی رسیدم. با نگهبانی درب ورودی هماهنگ کردم و مسئول موزه به استقبالم آمد.
موزه بازدید را برای عموم در ساعات اداری رایگان کرده بود. یک درب چوبی داشت که وقتی وارد آن میشدی شروع میشد. من قبلا موزه مردم شناسی لرستان رفته ام. این موزه نسبت به آن کمی مینیاتوری تر بود و بیشتر از المانهای مربوط به طبیعت در آن استفاده شده بود. استفاده از تابلوی آسمان آبی در همان ابتدای کار بالای بخش شبیه سازی کاشت، داشت و برداشت گندم در گندم زار از تفاوتهای اساسی آن با موزه لرستان بود.
به محض ورود بچه ها چه قشنگ چه قشنگ یکی از آنها بلند شد. خانم جوانی مراحل موزه را توضیح میداد و بچه ها دور آن جمع بودند. یکی از دخترها از پدربزرگش که در روستا دقیقا همین مراحل را برای برداشت گندم طی میکرد گفت و حرف خانم مسئول بازدید موزه را تایید کرد. یادم به خودم در دوران مدرسه افتاد که در آن زمان شاید انقدر راحت بین بچه های دیگر کسی حرف نمیزد و بلکه نوعی خود شیرینی محسوب میشد. اینجا جمع دوستانه بود و بچه ها کنار هم از موزه بازدید میکردند.
از هاون چوبی، هاون سنگی، و ظرف بزرگی که در واقع خمره بزرگی بود و به آن کندوی گندم می‌گفتند، در کنار آسیاب آبی و آسپاد رد شدم تا رسیدم به نانوایی سنگک و محل پخت نانهای سنتی. در بخشی از موزه از مراحل کاشت، داشت و برداشت تصویرسازی کرده بودند. چند مجسمه بین آنها بود که سر کچل یکی از کشاورزان توجه من را به خود جلب کرد.
ظرف‌هایش را کلا دوست داشتم. شاید دلیلش گذشته و تاریخچه ای بود که خودم می‌توانستم مقایسه کنم. مثلا هاون سنگی (the stone mortar) الآن هم هست، ولی نسبت به هاونی که در موزه گذاشته ان خیلی خوش تراشتر است و قشنگ معلوم است که این هاون قدیمی است. هاون چوبی هم قابل قیاس با هاون های برنج کوبی‌هایی که ممکن است الان در چین، ژاپن و شرق آسیا پیدا کنیم هست. آن کندوی گندم هم در تاریخ صدساله ما ممکن است به راحتی پیدا شود، البته، در اندازه کوچکتر. آن دستاسش رو دوست داشتم خودم یکی ازش میخریدم. روضه کل عبداللهی برام جالب بود که دهه پنجاه دایر میشد. دقیقا مکان اجرا را ننوشته بود. من خودم وسط شهر و نزدیک حرم میدانم که روضه مرسوم بوده است، اما این روضه در این محدوده که فاصله ای 25 کیلومتری با حرم مطهر رضوی پیدا میکنه، کمی برام غریب بود. یعنی اینجا روستایی بوده که انقدر رونق داشته که مردمش مثل مردم وسط شهر روضه میگذاشتن؟ پارچه سردرش گلدوزی از گل‌ها و پروانه‌ها شده بود. شاید اینجا سراسر گل و پروانه بوده است. با دقت دوخته شده و احترام، هنر و علاقه به زیبایی مردم اینجا را می‌رساند. اینها حدی از مقایسه رو به آدم می‌دهند. عکس‌هایشان را در انتها گذاشته‌ام و پیشنهاد می‌کنم شما هم از نزدیک ببینید.
انتهای موزه رسیدم به تصاویر شاعران و شاهنامه فردوسی، مکانی که در آن موزه نان احداث شده بود. براستی انتخاب خوبی بود. در نزدیکی میدان هفت خان که تندیس رستم و اژدها دارد، موزه ای به نام موزه نان مزرعه وجود دارد که من از آن بازدید کردم. بعد از آن راهی هفت انار شرکت اینهنگ شدم که مدیرعاملش من هستم. هفت انار نیز قرابت و نزدیکی با کلمه هفت خان دارد. این شد که تصمیم گرفتم حتما خاطره بازدیدم از موزه را اینجا ثبت کنم.

انرژی گرمایی، یک انرژی تجدید پذیر

۵۲۰ بازديد
چرخه انرژی های تجدید پذیر
انرژی گرمایی و انرژی‌های تجدید پذیر
به گزارش نشریه نهنگ نو آب ذخیره شده در پشت یک سد بلند که انرژی پتانسیل گرانشی زیادی دارد، معمولا محل تامین انرژی برق ایران می‌باشد. بهره‌برداری از این آب و تولید انرژی الکتریکی از آن یکی از پاک‌ترین روش ها برای تبدیل انرژی است. توسعه این صنعت و بهره‌برداری از آن نیازمند سوخت و سرمایه‌گذاری بوده است. عمر تامین انرژی از منابع آبی ایران بسیار بالاست. انرژی آبی در کنار انرژی خورشیدی از جمله انرژی‌های تجدید پذیر بوده و تلاش برای بهره‌برداری از آن به دلیل فراوانی در طبیعت همواره مورد توجه ویژه بوده است. بشر سابقه طولانی مدتی در استفاده از نیروی آب جاری رودخانه‌ها برای تولید انرژی مکانیکی دارد. انرژی آبی(Hydropower) یکی از اولین منابع انرژی مورد استفاده برای تولید برق(انرژی برق آبی) بود و اکنون بزرگترین منبع انرژی تجدیدپذیر برای تولید برق در کشورهای پیشرفته از جمله ایالات متحده آمریکا است. ایران نیز در تولید ثروت انرژی در بدنه خود شاهد سدهای بسیاری با سابقه تاریخی 500-700 ساله است که نمونه آن‌ها سد قوسی و باستانی کبار بر روی رودخانه کبار جاده قدیم کاشان-قم است.
امروزه، تامین انرژی با روش‌های دیگری مانند انرژی گرمایی زمین، انرژی ناشی از سوخت‌های زیستی و غیره پر استفاده شده‌اند که روش تامین انرژی برق آبی را کاهش داده‌اند.
نشانه‌های وجود انرژی زمین گرمایی شامل چشمه‌های آب گرم و آب فشان است. در ایران چشمه آب گرم به دلیل کوه‌های آتشفشانی در فلات ایران به وفور یافت می‌شود. در منطقه دریایی چابهار استان سیستان و بلوچستان نیز، پدیده آب فشان به جز ایجاد فرصت گردشگری می‌تواند به عنوان منبع تامین انرژی تجدید پذیر مطرح شود. در کنار این نیروگاه‌ها کشت گلخانه‌ای، مزرعه پرورش ماهی و گردشگری بیشتر قابل توجیه می‌شود. کاربردهای انرژی زمین گرمایی شامل تولید انرژی الکتریکی گرمایش ساختمان‌ها و فعالیت‌های صنعتی و مراکز گردشگری است. نخستین نیروگاه زمین گرمایی ایران در شهر مشگین شهر مورد بهره‌برداری قرار گرفته است که در استان اردبیل و در دامنه کوه سبلان احداث شده است. با این بهره‌برداری ایران در جمع نه کشوری قرار گرفته است که از این طریق انرژی تامین می‌کند. در همه قله‌های آتش فشانی همچون دماوند، سبلان و تفتان و شهرهایی همچون خراسان و آذربایجان شرقی وغربی امکان احداث نیروگاه‌های زمین گرمایی وجود دارد. احداث نیروگاه انرژی گرمایی (ژئوت********) قبل از انقلاب کلید خورده بود که در سال 1374 مجددا در دستور کار قرار گرفت. قبل از ایران کشورهایی ماننده آلمان، ترکیه، روسیه، ایالات متحده آمریکا، ژاپن، فیلیپین و نیوزلند به تامین انرژی از این طریق دست یافته‌اند. در این میان کشورهای ترکیه و آلمان غیر آتش فشانی شناخته شده‌اند.
گفته می‌شود ارزان‌ترین منبع تامین انرژی تاکنون انرژی هسته‌ایست، و انرژی گرمایی به دلیل نوع خاص وسایل حفاری که مانند حفاری نفت و گاز هم نیست، تاکنون بیشتر هزینه بر بوده است، تا تامین کننده نیازها.
انرژی گرمایی چطور تامین می‌شود؟
مدیریت آب در طبیعت سه بعدی با چرخه شناخته شده آب صورت می گیرد. هوای بین زمین و آسمان، محصور شده به وسیله حرکت بادها و با تغییرات فشار و انرژی جابجا می‌شود. در این بین مولکول‌های بخار آب نیز حرکت می‌کنند. ما هر لحظه در حال مشاهده انواعی از انتقال هستیم که از آن بهره‌ای نبرده ایم. شیوه‌های نوین انتقال از چرخه‌ها در ابعاد بزرگ استفاده میکنند. از انواع انتقال سریع استفاده از جریان‌های گرما-فشار محور است. جریان‌های گرمایی از لایه سوم زمین به بعد به علت فشار زیاد سرعت‌های بیشتری پیدا می‌کنند. فیزیکدانان می‌گویند نوترینوهای در فضا پراکنده شده جرم ندارند و انرژی دارند. بالاخص می‌توانند در عرض زمین عبور کنند. تخمین زده شده است که سرعت این عبور در حد سرعت نور است. برای اثبات این نظر در دل کوهی در ژاپن هزاران حباب جذب کننده انرژی قرار دادند تا معلوم شود آیا نوترینوها می‌توانند از صخره‌های کوه عبور کنند و خود را به این حباب‌ها برسانند؟ اگر این نظر درست باشد مقداری از انرژی اعماق زمین از انرژی کیهانی نوترینوها هم بهره برده است.
در یکی از روش‌های تولید برق که از طریق انرژی زمین گرمایی(ژئو ت********) است چاه‌هایی با عمق 3000 متر حفر می‌شود و در کنار آن چاه دیگری حفاری می‌شود. سپس آب را به درون چاه اول تزریق می‌کنند و بخار آب از چاه دیگر خارج می‌شود و با توربین‌هایی که در سطح زمین نصب می‌شود می‌توان از آن بخار آب داغ، برق تولید کرد.
گفته می‌شود انرژی ارزان بیشتر از طریق هسته‌ای قابل دستیابی است و تامین انرژی به روش گرمایی که مانند حفاری نفت و گاز هم نیست، بیشتر هزینه‌بر بوده است تا برآورده کننده نیاز به انرژی. بلکه این روش، گردشگری را در منطقه افزایش دهد.
ادامه این مطلب در نشریه نهنگ نو شماره 19

معرفی دو اپلیکیشن اندرویدی گردشگری ای‌نهنگ

۵۴۶ بازديد
اگر در هنگام سفر نکات ایمنی را رعایت کنیم و از تجربه‌های قبلی بهره بهتری ببریم می‌توانیم چیزهای بیشتری یاد بگیریم. در نرم‌افزار موبایل اطلس که یک اپلیکیشن کاربردی است می‌توان راحت‌تر به مقصد رسید، از مشکلات و عیب‌یابی خودرو باخبر شد و راهکارهایی برای مواقع اضطراری ارائه شده است، تا سفر هرچه جذاب‌تر طی شود. در تصویر زیر پیش‌نمایش آن را می‌بینید:
اپلیکیشن اندرویدی طبیعت‌گردی اطلس
به علاوه، حرفه‌ای‌ها وقتی به مکانی سفر می‌کنند از نقشه‌های برخط و انواع وضعیت‌شناسی‌های جغرافیایی استفاده می‌کنند، تا طبیعت مقصد را بهتر بشناسند و به جاهای بکر و ارزشمند آن آشنا شوند. نقشه‌های پستی‌بلندی‌های زمین، کوه‌ها، و مناطق آبی از این دسته‌اند. در اپلیکیشن موبایلی رودخانه به معرفی موقعیت جغرافیایی رودخانه‌های ایران می‌پردازیم. سرچشمه‌ها و مسیر به همراه تصاویر نقشه در این نرم‌افزار ارائه شده است:
اپلیکیشن اندرویدی معرفی رودخانه ایران

برای خرید و دانلود این دو اپلیکیشن کاربردی از سایت ای‌نهنگ اقدام نمایید.