خلیج فارس

نشریه ماهنامه ای نهنگ

قالی خوزستان- بستری برای گردشگری خلیج فارس

۱۷۹ بازديد
قالی در فرهنگ و سنت ایران جایگاه ویژه ای دارد. پس از اینکه قالی نقش برجسته را معرفی کردیم، این بار نشریه نهنگ نو به سراغ قالی هنر دست بافته زنان جلگه خوزستان میرود.
یک مجموعه‌دار و دوستدار میراث فرهنگی می گوید: زنان عرب خوزستان در طول تاریخ منطقه که به سده‌های قبل از اسلام نیز می‌رسد، قالی بافته‌اند. اگر چه این تولیدها طرح، اندازه، رنگ و سبک‌های مختلفی داشته اند، اما وجه تشابه همه آن‌ها در روایت سبک زندگی و محیط اطراف بافندگان است. «باریه» «سجاده»، «گلیم»، «نمد»، «ایزار» و «زولیه» از این تولیدات بافتنی هستند.
با توجه به درهم‌امیختگی زندگی مردم روستایی و طبیعت می‌توان در قالی‌های بافته شده در روستاهای صرخه و چنانه به وضوح دید که بافندگان نمادهای یک زندگی روستایی در طبیعت را در قالی‌هایشان به تصویر کشیده‌اند.
حیواناتی چون آهو، شیر، گوزن، شتر و ماهی و وسایلی چون شمشیر، خنجر، داس و کوزه قالب تصاویر روی قالی‌های این منطقه را تشکیل می‌دهند. این شیوه روایتگری تا آن ‌جا پیش می‌رود که بافندگان گیاهان، رود‌ها و محیط زندگی خود را به تصویر کشیده‌اند.

قالی های کشیده
قالی کشیده خوزستان

در مناطق شمالی و شمال شرقی خوزستان از جمله شوش، دزفول، شوشتر، اندیمشک و بخش هایی از ایلام این شیوه از قالی‌بافی به وفور دیده می‌شود. معروف‌ترین مناطق بافت قالی در خوزستان  چنانه و صرخه از روستاهای شوش هستند و سجادهایی که در این مناطق بافته می شد را «الصرخیه» و «الچنانیه» می خواندند.

"علی السالم" بعنوان یک قالی شناس عرب خوزستان درباره وسایل بافندگی می‌گوید: در دوره‌ای که قالی‌بافی هنوز به یک هنر لوکس و تزئینی تبدیل نشده بود، وسایل بافت قالی از ملزومات اساسی زندگی به شمار می‌رفت و در هر خانه «اهطار» (چارچوب)، «گطن» (پنبه)، «غزل» (صوف)، «مدگه» (شانه)، «وشیعه» (کاموا) و «العمیته» (کاموای بزرگ) وجود داشت تا زن صرخاوی یا چنانی بتواند قالی ببافد.

در آن زمان ضرب المثل های رایجی نیز بود که دو مثال از آن ضرب المثلهای زیر هستند:
نه قالی بدون دستور باشد،نه عروس بی‌مادرشوهر.(بختیاری)
فرش و حصیر و قالی،دادم به نان خالی.(دارابی)

 
با توجه به طبیعت رنگارنگ و بکر منطقه، فراوانی و تنوع رنگ در قالی‌های بافت صرخه و چنانه به وضوح دیده می‌شود. معمولا قالی‌های عربی خوزستان بیشتر طولی بافته می‌شوند.
زیرا در فرهنگ مردم عرب‌ خوزستان افراد در مضیف یا همان مهمان‌خانه در کنار هم می‌نشینند و پشت کردن به یکدیگر نکوهیده است. فرش پذیرایی از نظر زیبایی و جلال باید حرف اول را در خانه بزند. همچنین انتخاب فرشی که از شانه و تراکم بالایی برخوردار است برای پذیرایی مناسب‌تر است.

به همین دلیل است که قالی‌ها با عرض کم و طول زیاد بافته می‌شدند تا افراد در دو ردیف طولی رو در روی هم بنشینند. طول این قالی‌ها گاه به 2 متر و 80 سانتی متر نیز می‌رسد. جمع  و پهن کردن قالی‌ها نیز آسان‌تر است. هر سال پشم گوسفندان را با استفاده از وسیله‌ای به نام «زَوُ» جدا می کنند و به این کار «گِصاص» (قصاص) می‌گویند.

معمولا از اواسط اسفند و بعد از زمستان گصاص شروع می شود و تا 40 روز بعد ادامه می‌یابد. پس از آن روستائیان پشم‌ها را با استفاده از حنا، گل بابونه، پوست انار و زردچوبه به رنگ‌های مورد نظر در می آوردند.
 
کار کارستان گعید و شمکلی

یک بافنده و فروشنده فرش که بخش زیادی از زندگی خود را در تولید انواع قالی‌ صرف کرده است، دلیل کم‌رنگ شدن بافندگی را آسیب های جنگ تحمیلی، آوارگی، رونق قالی ماشینی و مرگ یا کهولت سن زنانی که این هنر را سینه به سینه و نسل اندر نسل نگاه داشته بودند می‌داند.

 «جعفر چنانی» می افزاید: روستائیان تاروپود قالی‌ها را از پشم گوسفندان می‌بافتند و گاه مازاد پشم‌ها را می‌فروختند.

من به اتفاق «گِعَیّد» و «شُمَکلِی» 2 نفر از مردهای روستای صرخیه قالی‌ها را از قبایل و مناطق اطراف جمع‌آوری می‌کردیم و به تاجری که «حاجی رحیم» نام داشت می‌فروختیم. او نیز آن ها را به عراق و از آن جا به امارات و عربستان سعودی صادر می‌کرد.

وی درباره نام‌ها و نگاره‌های فرش‌های آن دوران می‌گوید: قدیم به برخی قالی‌ها «ام الصوانی»، «ابو العَمود» و در اطراف «دَچة‌العَبّاس» که یکی از روستاهای ایلام است، «ام الخَیل»، «ام البَنات» و «ام الزِلِم» گفته می‌شد و روی آن‌ها نقش‌هایی از قمه، خنجر، نیزه، سپر، آهو، گوسفند و بز دیده می‌شد.

چنانی درباره اهمیت نگهداری و پاسداشت شیوه‌های بافت سنتی می‌گوید: برای نگاه داشتن صنعت و هنر بافندگی باید آن را به جوانان آموزش داد، همان‌گونه که در زمان قبل بسیاری از زنان این کار را انجام می دادند و ما می‌توانستیم «ابساط»، «بیت شعر» و دیگر تولیدات پشمی را تولید و صادر کنیم.

نهادهای متولی از جمله سازمان‌های مرتبط با صنایع دستی و گردشگری و همچنین وزارت ارشاد و وزارت صنعت و معدن باید همت کنند و با ارائه راه‌حل‌های اقتصادی و بسته‌های حمایتی نگذارند چرخ تولید قالی در این منطقه از حرکت بایستد.
 
سجاده ای برای آینده

کارشناس گردشگری میراث فرهنگی و عضو بنیاد شوش‌شناسی می‌گوید: احیای آداب و رسوم تاریخی و فرهنگی می‌تواند نقش مستقیمی در کمک به اقتصاد داشته باشد.

ایجاد اشتغال، درآمدزایی و فعالیت‌های اقتصادی دغدغه بسیاری از جوانان است که در قالب فعالیت‌های اقتصادی - فرهنگی می‌توان به این نیاز پاسخ صحیح داد. این کار علاوه بر سود اقتصادی مستقیم و تاثیر در احیای رسوم و سنت های فرهنگی دیرینه می‌تواند در کند کردن روند مهاجرت روستائیان به شهرها و حاشیه‌نشینی آن ها تاثیر بگذارد.

«حسن خسرجی» به نقش سازمان‌های مردم نهاد و تعاونی‌ها در حفظ و احیای موضوعات مرتبط با فرهنگ اشاره می‌کند.

 
بستری برای گردشگری خارجی

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری شوش درباره برنامه‌های این اداره برای احیای هنر قالی‌بافی می‌گوید: علاوه بر کارگاه‌‎های ساخت سفال، حصیر، نمد و قالی بافی در مرکز شهرستان در برخی روستاها از جمله «خماط» کارگاه‌های نمدبافی و قالی‌باقی برگزار می‌شود.

برنامه‌هایی برای راه‌اندازی چنین کارگاه‌هایی در روستای «ابو غیثه» در نزدیکی زیگورات عیلامی نیز در دست اجراست.

«سعید دیناروند» در ادامه می‌گوید: تورهای گردشگری با هدف آشنایی با صنعت قالی‌بافی می‌توانند علاوه بر رونق این هنر در منطقه و آشنا کردن گردشگران داخلی و خارجی، مشتریان بالقوه‌ای برای محصولات تولیدی پیدا کنند.

  او با اشاره به گشایش سیاسی به وجود آمده پس از توافق هسته‌ای می افزاید: فرصت طلایی حضور گردشگران خارجی در ایران را نباید از دست داد و می‌توان از آن برای یافتن بازارهای خارجی استفاده کرد و این هنر رو به فراموشی را به یک صنعت ارزآور تبدیل کرد.
 
سرانگشتان حنایی
 
فوزیه پس از یک روز پر کار به خانه بر می‌گردد. نوه هایش یاالله گویان وارد خانه می‌شوند و یک دار قالی جدید را در یکی از اتاق‌های خانه نصب می‌کنند و فوزیه در دلش می‌گوید: «خدا را شکر که هنر قالی‌بافی  در این خانه از بین نخواهد رفت.» ناصر که به خانه برمی‌گردد مادر با لبخند به استقبالش می‌رود.
لبخند روی لب‌هایش خبر از این می‌دهد که عروس مورد نظر را یافته‌ است؛ عروسی با سرانگشتان حنایی.

دریاچه شهدای خلیج فارس (چیتگر)

۴۸۵ بازديد
تصویر نقشه تاریخی خلیج فارس
از ده اردیبهشت که مصادف است با روز ملی خلیج فارس به این فکر بودم که در این باره مطلبی بنویسم. خیلی هم درباره تنگه هرمز و ارتباط دو نقطه آن با هم از سمت استان مسندم کشور عمان و استان بوشهر ایران تحقیق کردم. این شد که به مطلب امروز رسیدم.
منطقه خلیج فارس در نقشه جایی مشخص شده است که تنگه هرمز ورودی آن از سمت دریای عمان محسوب می‌شود. زمانی این منطقه به دست استعمار پرتغال افتاده بود و برای بازپسگیری آن شاه عباس صفوی تلاش بسیار نمود. نتیجه این تلاش نیز پس گرفتن این منطقه و تبدیل شدن آن به قدرت در منطقه بود. بقدری کار شاه عباس صفوی اهمیت داشت که بندر عباس به نام او ثبت شد.
البته، خلیج فارس چیزی نبود که از دید استکبار و استعمار همچنان پنهان بماند. منابع غنی این منطقه اعم از مروارید، صدف، و آبزیان متنوع و فراوان در کنار نفت و گاز همواره چشم طمع آن‌ها را در پی داشته است. نمونه یکی از تلاش‌های معاصر در این زمینه همین هشت سال جنگ تحمیلی از سال 1359 شمسی است. در این جنگ که بیش از 34 کشور در آن دخالت داشتند، یکی از موثرترین حضورها نقش آمریکا در منطقه است. به جز حمایت تسلیحاتی که ابرقدرت‌های آن زمان از جمله شوروی، آلمان، فرانسه و انگلیس داشتند، آمریکایی‌ها با حضور ناوهای خود قصد داشتند خلیج فارس را نه تنها به تاراج ببرند، بلکه آن را به جهنمی برای ایرانیان تبدیل کنند. به عبارتی دیگر قرار بود مدیریت نبرد در منطقه با هدایت آن‌ها صورت بگیرد، هرچند در زمان‌هایی به صراحت این را اعلام کردند، در بسیاری از زمان‌ها نیز با تمسخر دست به تحریف این واقعیت زدند. زمانی‌که این مهم در میان انبوهی از مسائل انحرافی پنهان می‌شود و گفتمان از مسیر صلح‌آمیز خود خارج می‌شود، چیزی جز تمسخر و یا تحریف می‌تواند باشد؟
برای یادآوری اهمیت حفظ منطقه خلیج فارس و نه تنها این منطقه که ورودی آبهای آزاد برای ایران می‌باشد و دریای خزر، از بسیاری جهات لازم است اقدام شود. یکی از این جهات حفظ ارزش‌های منطقه است. ارزش اینکه جان بسیاری از جانداران منطقه لازم است حفظ شود، شاید یکی از بالاترین مسائلی است که باید در نظر گرفته شود. زمانی بر مردم این منطقه گذشته است که لازم شد با ناوهای آمریکایی با گذشتن از جان مقابله کنند. اینکه دریاچه مصنوعی در کنار پارک جنگلی چیتگر تهران نام شهدای خلیج فارس در جنوب کشور ایران را یدک می‌کشد برای نشان دادن اهمیت این مساله است.
داستان شهدای خلیج فارس نیز حکایت شنیدنی دارد:
شانزده مهر سال 1366 شهید نادر مهدوی همراه با سرداران شهید غلامحسین توسلی، بیژن گرد، نصرالله شفیعی، آبسالانی، محمّدیها، مجید مبارکی شهدای نبرد مستقیم با آمریکا در خلیج فارس، برای انجام گشت زنی، با استفاده از دو فروند قایق و ناوچه طارق به سمت جزیره فارسی حرکت کردند.
پس از رسیدن به جزیره فارسی صدای انفجار مهیب ناشی از انهدام رادار پایگاه فرماندهی توسط بالگردهای آمریکایی را شنیدند و لحظاتی بعد، سردار شهید مهدوی و همرزمانش یک فروند بالگرد کبری MS6 متعلق به نیروهای آمریکایی را بالای سر خود دیدند.
شهید مهدوی بلافاصله نیروهای تحت امر خود را برای انجام عملیات مقابله به مثل فرا خواند، هنوز دقایقی از انهدام رادار فرماندهی نگذشته بود که قایق حامل شهید آبسالان و شهید نصرالله شفیعی نیز هدف اصابت موشک آمریکایی‌ها قرار گرفت. موشک دیگری نیز توسط دشمن به سمت اعضای ناوگروه شلیک شد که به هدف اصابت نکرد و بالگردهای آمریکایی بشدت به طرف ناوچه طارق تیراندازی می‌کردند.
سردار شهید مهدوی و یارانش، تصمیم گرفتند بالگردها را بزنند و پس از پانزده دقیقه درگیری شدید، با استفاده از یک فروند موشک استینگر، یکی از این بالگردها را ساقط کردند. نادر مهدوی به اتفاق بیژن گرد هم به طرف بالگردهای آمریکایی در هوا شلیک می‌کردند و هم در پی گرفتن شهدا و زخمی‌ها از آب بودند که پس از بیست دقیقه رزم جانانه زنده به چنگال دشمن افتادند.
نادر مهدوی بر عرشه ناو جنگی یو اس اس چندبار آماج شکنجه‌های وحشیانه دشمن قرار گرفت و سینه‌ اش با میخ های بلند آهنین سوراخ شد و بدین ترتیب مظلومانه به شهادت رسید.
پس از گذشت شش روز، پیکرهای مطهر شهدا و اسرا از مسقط پایتخت کشور عمان تحویل مقام های ایرانی و از مرز هوایی وارد فرودگاه مهرآباد تهران شد.
یادشان گرامی باد.