آرشیو اردیبهشت ماه 1403

نشریه ماهنامه ای نهنگ

سقوط بالگرد در کوههای جلفا

۲۹۰ بازديد

کوه های جلفا تو منطقه آذربایجان جایی هست که خلبانهای خوبی از اونجا عبور می‌کنند. یک خلبان معمولی اصلا نمیتونه از اونجا بگذره. چند وقت پیش تصویری از کابین هواپیما بود که ابرها چطور با سرعت از جلوی دید عبور میکردند و دید را تار می‌کردند. یعنی چیزی که ما از این پایین می‌بینیم با اون چیزی که اونها میبینند خیلی فرق داره.

این منطقه از آذربایجان شرقی به خاطر کوههایی که داره محلی نیست که رفت و آمد زمینی آن ساده باشه. برای همین، حالا که بحث جستجو برای یافتن رئیس جمهور رئیسی اونجا هست، کار جستجوگرا کار سختیه. سخته، ولی نشدنی نیست.

دوره های آموزشی خرداد که برای خلبانها می‌گذارند یک دوره پایداره که فقط شرایط جوی آن را لغو میکند. یک خلبانی بود که با شانزده سال سابقه پرواز ممتاز به خاطر عرقی که به تولیدات داخلی داشت، حاضر شده بود اولین پرواز جنگنده ساخت ایران رو انجام بده. البته، منطقی هم هست که یک تازه کار نخواهد این کار رو بکنه، یا حتی به او اجازه بدهند. او در همین منطقه جلفا پرواز کرد و اتفاقا سقوط کرد. بعد خبرش رو اعلام کردند. من اون موقع فکر کردم که هان، احتمالا این یکی هم مرده، خبرش رو مستقیم اعلام نمیکنند، ولی به شکل خیلی جالبی دو هفته بعد خوندم که این خلبانه زنده مونده و خودش رو رسونده به منطقه ای که پیدایش کردند. یعنی، شایدم رئیس جمهور و همراهانش پیدا شوند.

حالا یک خطبه از امام علی بگم:

پوینده راه خدا: عقلش را زنده کرد و نفس خویش را کشت. تا آنجا که جسمش لاغر، و خشونت اخلاقش به نرمی گرایید؛ برقی پر نور برای او درخشید، و راه را برای او روشن کرد و در راه راست او را کشاند و از دری به در دیگر برد، تا به در سلامت و سرای جاودانه رساند، که دو پای او در قرارگاه امن با آرامش تن، استوار شد. این، پاداش آن بود که دل را درست به کار گرفت و پروردگار خویش را راضی کرد

 
پ.ن:
رئیس جمهور که برای افتتاح طرح ها به آذربایجان سفر کرده بود توسط صهیونیست های نفوذی و الهام علی اف صهیونیست شهید شد تا مردم غزه همچنان در محاصره و نسل کشی بمانند

هارونیه تا باغ شاهنامه فردوسی

۲۹۷ بازديد
بعنوان گزارشگر نشریه نهنگ نو روز ده دی، روز ملی مشهد، رفتم موزه نان. موزه نان یکی از جاذبه‌های فرهنگی و گردشگری شهر مشهد است که بازدید از آن بسیار جذاب است. موزه نان شامل یک سالن بزرگ است که از چهار قسمت تشکیل شده است. در هریک از قسمت‌ها به ترتیب نحوه تهیه و تولید نان از زمان کاشت بذر، برداشت گندم و پخت نان توضیح داده شده است. امروز هم که روز جهانی موزه بود، با اینکه میدونستم بازدید موزه ها رایگانه، ولی ریسک نکردم و جاهای مشخصی مثل هارونیه و آرامگاه فردوسی رفتم که فضای باز مثل پارک کوهسنگی داره. اینجا قبلا جزو ییلاقات مشهد بود که الآن بافت مسکونی دورش رو گرفته. برای اوقات فراغت مردم که ساکن اینجا هستند، وسایل ورزشی ثابت در نظر گرفته اند.
خواستم صنایع دستی سنگی ببینم که همینطوری چون اینها به هم وصل بودند رسیدم خود آرامگاه. با استفاده از ابزارها و تجهیزات مختلف، سنگ ها حکاکی و تراشیده می‌شوند و از آن ها محصولات مختلفی همچون انواع ظروف، پایه چراغ، قاب عکس، و انواع نگین درست می‌کنند که سوغات مشهد هم هست. الآن آرامگاه فردوسی مشهد پر از مجسمه و جاهای قشنگ برای عکس گرفتنه.
هارونیه یک جای پذیرش و بلیت فروشی داره. چون روز موزه بود من رایگان رفتم. با اتوبوس رسیدم؛ خط 202/1 که دقیقا روبروش یک ایستگاه داشت. خطوط دیگه اتوبوس هم اونجا هست چون پایانه است. خوبی خط 202/1 اینه که با مترو از جای میدان بسیج (ایستگاه حرم) که تا پایانه آزادی بیای، از اونجا میتونی خودت رو با همین خط به آرامگاه فردوسی برسونی.
به پیاده روها هم توجه شده بود؛ شیب نداشتند، قشنگ بودند و خط زرد مخصوص نابینایان داشتند. فکر کنم بهترین وقتی که باید میرفتیم این جاهای دیدنی رو بگردیم بهار بود که من رفتم. آرامگاه فردوسی تا هارونیه پارک بزرگی داره. اونجا صنایع دستی سنگی میفروشند. قابلمه های بزرگ سنگی هم داشت که من دنبالش بودم. ظرفها از جنس سنگ هستند. از ویژگی‌های این سنگ که نوعی سرپانتین است نرم و مقاوم بودن آن در برابر آتش است که به دلیل طبخ ملایم، غذا را به آرامی می‌پزد. دو-سه تا کارگاه فعال حکاکی مشغول به تهیه این صنایع هستند. بنظرم اومد که میتونستم به جای بازار فتح آباد خیابان خیام مشهد از این جا خرید کنم.
کل ایران، هیچ کدوم این مجسمه های قشنگ فردوسی رو نداره: نبرد رستم و اسفندیار، رستم و سهراب؛ واقعا درجه یک و قشنگن و بزرگ. اینها به جز اون مجسمه معروف جای خود آرامگاه که فردوسی با کتاب معروفش، شاهنامه، روبروی حوض نشسته و میخونه که «بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی». معماری داخلی بنا هم دربردارندهٔ کاشی‌کاری‌ها، نقوش سنگی برجسته از داستان‌های شاهنامه و کتیبه‌هایی سنگی از سروده‌های فردوسی و دیگرانه.
شاهنامه 80 میشه جای خانقاه که تا آرامگاه فردوسی رو میتونید از جای باغهای اونجا پیاده برین. پارک کودک و پارک خانوادگی داره. میتونید فصل اردیبهشت تشریف بیارین برای توت خوری. حتی پارکینگ جای آرامگاه هم حالت باغی داره. امروز هوا ابری و بارونی بود و این یکی از عکسهایی هست که من گرفتم:
هارونیه